یـــ ه عشــق واقعــــے...

خرید بک لینک


داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم … !

با دکمه های سرد کیبرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم …!

با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لـب هایمان را چشیدیم …!

آهنگی را همـ زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم …!

شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند …!

امروز داستان برگشت …

آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ، اما با این تفاوت که دیگر

من و تو نبودیم ، هر کداممان یک “او” داشتیم …!

پشت شیشه ی سرد مانیتورمـ ، دلم لک زده برای یک صورتک بوسه ….!

لک زده برای یک آهنگ همزمان …

لک زده برای یک شب بخیر …

شب بخیر…!


زندگی من...

ما را در سایت زندگی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: sodabeh بازدید: 127 تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 15:06

صفحه بندی