فانی وفرا تجربه

خرید بک لینک

رسول پاپایی / دوشنبه 8 مهر / روزنامه آرمان

ثبت تجربه ها ی ایام مسئولیت ،دربین مسئولان ارشد کشور های توسعه یافته، امری عادی است . انها دراین کتاب ها ، چگونگی اتخاذ تصمیم ها ، راه روش اجرایی کردن تئوری ها رابیان می کنند تا دیگران ازانها درس بگیرند .

در ایران نوشته هایی از این نوع، در بین مسئولان عادت نشده ،اما می توان برای آن نمونه هایی مانند ، "عبور از بحران" هاشمی رفسنجانی ، "برای تاریخ میگویم" اولین وزیر سپاه ، "اقای سفیر " محمد جواد ظریف را نام برد. از 64وزیری که به اموزش و پرورش امده اند، 11نفرشان بعد از انقلاب بوده است.تصمیم های هر یک اثراتی بر نظام اموزشی داشته . وزیران آموزش و پرورش علاقه ای به نوشتن خاطره و بیان چرایی تصمیماتشان ندارند . تنها سید رضا اکرمی که از سال 63تا 67وزیر آموزش و پرورش بوده ، کتاب خاطرات نوشته است .

سرپرست اموزش و پرورش، که در یک قدمی وزیر شدن است ، از معدود کسانی است که تجربه ها و خاطرات خودرا در عرصه مدیریت آموزش و پرورش منتشر کرده است. حضور طولانی او در اموزش و پرورش با عث شده تا معاونت و ریاست منطقه ، مدیرکلی، 14سال معاونت وزیر، 70روز سرپرستی وزارت آموزش و پرورش در کارنامه اش باشد.بخاطر این حضور طولانی اوقبل از وزیرشدن، در بسیاری ازپیشرفتها و ناکامی های آموزش و پرورش ، سهم قابل توجهی دارد.

"فرا تجربه "، عنوان خاطرات اومیباشد . این کتاب روایت گونه ای است از اتفاقات و تصمیماتی که در اموزش و پرورش ما در 30سال حضورفانی رخ داده است . کتاب بازبانی روائی به اتفاقاتی می پردازد که به نوعی گوینده در انها نقش دارد. فانی در این کتاب ادعای نویسنده بودن ندارد، گروهی از دوستان "دیروز" و مدیران ارشد "امروزش" با اوگفتگو کرده اند و بعد ان را کتاب کرده اند بخشی از ان روایت گر تجربه های فانی در ایام پیش از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی میباشد . جای عکس و بخش مستندات به وضوح در این کتاب خالی است .

دفتر اول این کتاب «از تولد تا خدمت در کردستان» نام دارد . ان جا که در توضیح زندگی شخصی خود می گوید : " سومین فرزند خانواده یک پدر تراشکار و مادر ی خانه دار که با خیاطی در خانه کمک خرج خانواده بوده است در چهار عباسی خاکی به دنیا امده است." سر پرست آموزش و پرورش از پدرش به عنوان مردی بسیار مومن و خداشناس یاد می کند و می گوید : "معلم کلاس اولم خانم بود . از کلاس دوم علاقمند بودم به کلاسی بروم که معلمش مرد باشد . شاید دلیل ان تعصبات دینی بود که به واسطه ی پدرم که بسیار مومن و متدین بود، در ماایجاده شده بود . "در همین دفتر، به چگونگی استخدام در آموزش و پرورش و خدمت در استان کردستان پرداخته است وبار ها از مظفر و اکرمی وخوشنویسان و... نام می برد وبااشاره به این که فقط 25سال سن داشته است می گوید :"تا قبل از سال 59 من به صورت حق التدریس کارمی کردم . سال 59اقای مظفر رئیس ناحیه 7(منطقه 16 فعلی ) بود مهندس عزت الله عباسی معاون اموزشی و اقای عبادی معاون پرورشی بودند من هم در این منطقه به صورت حق التدریس تدریس می کردم ودر اداره با اقای عباسی کار می کردم بچه مسلمان های ناحیه 7 به آموزش و پرورش شهر تهران رفتند وبرای من یک ردیف استخدامی گرفتند .بعدها آقای مظفر معاون استان تهران شد و مهندس عباسی ریاست اداره شد و برای من حکم معاونت ناحیه 7 را صادر کردند عباسی که به جبهه رفت اقای خوشنویسان که مدیر کل شهر تهران بود برای من حکم سر پرستی زد . استراتژی اصلی ما در منطقه 16 پاکسازی معلم ها ، اصلاح مدیریت ، آرام کردن فضای مدرسه ها ، جای گزینی معلمان مرد در مدارس دخترانه وتربیت جوانان برای جایگزینی خودمان بود ." او قبل از پذیرش مسئولیت در اموزش و پرورش کردستان به عنوان نماینده ویژه وزیر وقت به کردستان رفته و طی یک گزارش هشت صفحه ای محرمانه ، خواهان تلاش و برنامه ریزی برای" حاکمیت فرهنگی" د ر کردستان می شود . تجربه مدیریت در کردستان به او این درس را می دهد که اگر مدیران آموزش و پرورش، نسبت به اختصاصات" فرهنگی" ، "قومی "و"جغرافیایی" که در ان جا مسئولیت دارند نگاه عمیق داشته باشند و خودرا به طور مطلق اسیر ستاد ووزارت نکنند برای مدیریت بهتر انها مطلوب و مفید است.

دفتر دوم کتاب«تجربیات ایام مدیریت و ورود به حوزه ستادی » است . او ازآشنایی با "اکرمی" که تازگی ها اورا به عنوان مشاور عالی منصوب کرده به عنوان مقدمه ای برای تصدی "معاونت آموزشی" وزارت یاد می کند . سال 64در حالی که پیشنهاد مدیر کلی شهر تهران را به دلیل بزرگ وسیاسی بودن تهران و ناسازگاری روحیه اش با سیاست رد می کند بلافاصله به وزیر پیشنهاد می دهد که بهتر است " معاون وزیر" شود و می گوید :" شخصا پیشنهاد تصدی پست معاونت آموزش وزارت اموزش و پرورش را در شرایطی به وزیر وقت دادم که کمترین تجربه کارستادی نداشتم . " او هم چنین اشاره ای به نقش پررنگ خود در مدیر کل شدن مظفر می کند و می گوید: "روزی که اکرمی حکم معاونت اموزشی را برای من صادر کرد ، از من پرسید ند : شهر تهران را به چه کسی بدهیم؟ من اقای مظفر راپیشنهاد کردم ." فانی در دوره ریاست جمهوری خاتمی هم از گزینه ای احتمالی وزارت اموزش و پرورش بوده است و درباره ان می گوید : "سال 76وقتی ماجرای دوم خرداد و انتخاب اقای خاتمی پیش آمد برای تشکیل کابینه ابتکار ی به خرج داد و ستادی برای گزینش وزیران تاسیس کرد .این ستاد فرمی را برای اشخاص مورد نظر فرستادند تا پرکنند . این فرم با نامه ای به امضای اقای خاتمی و به این مضمون بود : یکی از کسانی که ما برای تصدی وزارت آموزش و پرورش در نظرداریم جنابعالی هستید .لطفا فرمرا پر کنید و برنامه هایتان را در ان بنویسید .یکی از این فرم ها را هم برای من فرستاده بودند . همان روز اقای مظفر به من تلفن کرد و گفتند که چنین فرمی برای او هم ارسال شده واز من خواستند در پرکردن فرم به او کمک کنم" . ان شب فانی وجمعی از دوستان برنامه مظفر را می نویسند و به این ترتیب بعد از مدیرکلی، مظفر وزیر شدنش را هم مدیون فانی می شود. . دریکی دو سال اخیر" تغییر بنیادین" رایج ترین کلمه در ادبیات مدیران آموزش و پرورش شده است و همه ی تلاش آموزش و پرورش ایجاد این تغییرشده است . فانی در این خصوص روایتی داردکه تکلیف این لغت را روشن میسازد: "اوایل پیروزی انقلاب اختلاف نظر در خصوص تغییر جزئیی یا کلی در نظام اموزشی بالا گرفته بود و کار به دخالت امام ره کشید و در یکی از سخنرانی هایشان گفتند : باید تغییر بنیادین در نظام آموزشی صورت گیرد و این لفظ "تغییر بنیادین" از سخنرانی امام ره اخذ شد . "

آخرین دفتر خاطرات مردی که می خواهد وزیر شود«آیینه راست نما» نام گرفته است . اودر این بخش مدعی است تلاش کرده تا واقع بینانه و به دور از ملاحظات سیاسی و اجتماعی ،هست و نیست و نقاط ضعف وقوت نظام اموزشی بی کم وکاست بیان کند، تا چراغی پیش روی برنامهریزان و مسوولان کشور باشد. اگرفانی این روز ها به مجلس پیشنهاد شد و دیدید بخش بزرگی از برنامه هایش از این بخش الهام گرفته شده خیلی تعجب نکنید . فانی در این کتاب یک از وظایف اصلی وزیر آموزش و پرورش را تلاش برای عوض کردن نگاه مسئولان نظام به آموزش و پرورش می داند و در توضیح ان می گوید :

"هنوز وزارت آموزش و پرورش از نظر مسئولان یک وزارت خانه مصرفی ، هزینه بر و بودجه خور است .اما برابررسانه ها، آموزش و پرورش به نهاد ی که هیچ نهادی از ان مهم تر نیست تبدیل میشود اماهنگام تخصیص منابع آموزش و پرورش از لحاظ اهمیت دررتبه های اخر قرار می گیرد .تا زمانی که نگرش مسئولان و کسانی مانند رئیس جمهور ، مجلس ، دولت ...این است اموزش و پرورش عوض نمی شود و هیچ اتفاق خاصی دراین حوزه رخ نخواهد داد. وقتی انها در پاسخ تلاش مسئول آموزش وپرورش برای دریافت اعتبار بیشتر می گویند : با این اعتبار می خواهید چه کنید ؟ این نگرش از دیدگاهی سرچشمه می گیرد که درضمیر گویندگان پنهان است و بیان نمی شود و لی همیشه دررای گیری ها برای تخصیص اعتبار به اموزش وپرورش خودرا نشان می دهد تغییر این نگرش یکی ازوظایف اصلی وزیر است ."

اوانتقادی بی رحمانه به عملکرد نظام آموزشی داشته و به برخی اقدامات نمایشی ان هم اشاره می کند و می گوید :

"امروزه عقب ماندگی آموزش و پرورش ما حتی نسبت به کشور های حوزه خلیج فارس مشهود است . اموزش و پرورش ایران ، اموزش وپرورشی عقب افتاده است ، خروجی ما در مقایسه با بسیاری از کشور ها قابل دفاع نیست . فقط رتبه های کسب شده در المپیاد ها باعث شده که بسیاری تصور کنند وضع علمی کشور خوب است.در هر اموزش و پرورش با هر کیفیتی ،حداقل 10تا100دانش آموز پیدا می شوند که درالمپیاد ها بتوانند رتبه کسب کنند ". اقتصاد مدارس و تنگاهای مالی و ناچیز بودن سرانه از مشکلات مدرسه های ایران است .سال هاست وزیر ان گرفتن وجه از اولیا را انکار و مدیران مدارس بر آن اصرار می ورزند .فانی این شیوه را موجب بی حیثیت شدن آموزش وپرورش دانسته ومی گوید:"اصل سی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تحصیل را رایگان تصریح کرده است . ازطرفی اموزش و پرورش بودجه لازم برای تامین هزنیه های لازم مدارس را دراختیار ندارد . نتیجه این شده که مدیران مدارس به شیوه های مختلف از مردم باید پول بگیرند تا بتوانند مدرسه را اداره کنند . این کار حیثیت آموزش و پرورش را زیر سوال می برد این تناقض باید به گونه ای حل شود . " مطالعه این کتاب برای نمایندگانی که ممکن است بخواهند چندروز دیگر به او رای بدهند ومنتقدانی که می خواهند اورا به نقد بکشند و حامیانش که می خواهند از او دفاع کنند مفید است و به همه در با کیفیت ترشدن هدفشان کمک می کند .


زندگی من...

ما را در سایت زندگی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: sodabeh بازدید: 128 تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1392 ساعت: 17:25

صفحه بندی