سفرنامه عشق

خرید بک لینک

سفر نامه عشق - بخش اول

زائر گرامی جناب آقای بهرنگ ترکیب بندی با موضوع حج سروده اند که بخش اول آن را تقدیم می کنیم :

تا که قسمت گشت حج آری بجا شوق آن آتش زدت سر تا به پا

در دلت گردید آشوبی بپا شکر نعمت بایدت حاجی بیا

از تعلق ها بکن دل غیر از او

صادقانه سوی او کن سمت و سو

خود مهیا کن بسی بهر لقا عاشقانه باش سرمست ولا

گوش جان بسپار از روی وفا تا که بشناسی تو صاحب خانه را

کعبه را دیدی نمودی استلام

از حجر تا حجر در یابی مقام

هست خلقت صورت از معنای عشق جلوه ای رحمانی از رؤ یای عشق

این همه آثار بس زیبای عشق می کند هر ناظری شیدای عشق

شور باید تا که دیدارش کنی

عشق باید تا خریدارش کنی

عشق ناگه آتشی افروخته است جان مشتاقان خود را سوخته است

رمز اسرارش به دل اندوخته است زآن طرف لبها به مهری دوخته است

تا دلت را یکسره صیقل زند

از وجودت کبر و زشتی برکند

عشق یعنی دل سپردن با خرد تا که عقل و دل تو را بالا برد

عقل تا ره را کند روشن پرد دل به نورش دلبری زیبا خرد

تا شود جان جلوه آیات نور

منجلی گردد در آن وجد و سرور

عشق یعنی از ازل مجنون یار تا ابد هم واله و مفتون یار

عشق یعنی از ازل افسون یار تا ابد سرگشته و دل خون یار

تا گرفتار سر زلفت کند

در ره محبوب بر دارت زند

عشق یعنی واله و شیدا شدن عاقبت مفتون آن والا شدن

عشق یعنی لا شدن الا شدن دم به دم تا قرب حق بالا شدن

تا تو را هشیار بر پنهان کتد

در حریم امن خود مهمان کند

عشق یعنی ما ز اوییم و به او می رویم اما ز هر کویی به کو

از ازل در حسرت و در آرزو تا ابد سرگشته و در جستجو

تا که کم کم با وای همدم شوی

لحظه ای با یک نظر آدم شوی

عشق یعنی مهر ختم المرسلین مظهر عین الیقین حق الیقین

در ولای رحمةٌ للعالمین واسط فیض الهی در زمین

تا که در میقات دل مُحرم شوی

در حریم کبریا مَحرم شوی

عشق یعنی مستی از جام غدیر شور در هستی ز پیغام غدیر

انتخاب عشق با نام غدیر تا ابد دل خون ز فرجام غدیر

تا بدانی غربت مولا علی

خود شوی از پیروان آن ولی

.........

حسن بهرنگ ( ح . ب . پرنده )


زندگی من...

ما را در سایت زندگی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: sodabeh بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت: 15:07

صفحه بندی