حاج یحیی خدادادی

خرید بک لینک

حاج یحیی خدادادی تکنسین بیهوشی باز نشسته از خاطرات دوران جنگ تحمیلی می گوید

لطفا" خودتان را معرفی کنید ؟

سال 1356 بود که به اراک امدم وکارم را دربیمارستان ولی عصر(عج) شروع کردم واهل شمال کشور هستم متولد شهرستان بهشهر هستم وچند سالی هست که بازنشسته شدم.

در دوران جنگ ودفاع مقدس در بیمارستان ولی عصر(عج) اراک چه خبر بود؟

خاطرات زیادی از آن دوران دارم و می توانم بگویم خاطرات خوبی بود زمانی که عملیاتها در جبهه ها انجام می شد و یا شهر های بمباران می شد مجروحین جنگی را باقطار به اراک می اوردند و مردم اراک واقعا" تحت تاثیر قرار می گرفتند ومن شاهد بودم که عده ای داوطلبانه به بیمارستان می امدند وبا جان ودل به مجروحین کمک می کردند ملحفه می اوردند ویا هر چیزی که مجروحین احتیاج داشتند تهیه می کردند وما وبقیه همکاران از پزشک گرفته تا پرستار و غیره تلاش می کردند که خدمتی انجام بدهند ودر زمان عملیاتها ما توی بیمارستان می ماندیم وبه مجروحین می رسیدیم.

روزی چند ساعت کار می کردید؟

در زمانی که عملیاتها انجام می شد در حالت آماده باش بودیم و گاهی می شد تا هفته ها توی بیمارستان می ماندیم وکار می کردیم.

به مناطق جنگی هم اعزام می شدید ؟

بله به همراه تیم پزشکی می رفتیم من دوبار به بیمارستان صحرائی سوماررفتم دوبار هم به ابادان اعزام شدم یک بار هم ایلام رفتم.

خاطره ای هم دارید برایمان بگوئید؟

حضور در جبهه وبین رزمنده ها همه اش خاطره است ولی یک بار روز اخر ماموریتمان بود که ما از سومار آمدیم کرمانشاه که شب همان روز بیمارستان سومار بمباران شد وقسمت رادیولوژی بیمارستان را زده بودند وبچه هارا اوردهبودند عقب وبعضی از بچه های بیمارستان مجروح شده بودند و موجی شده بودند و مسوولان سازمان بهداری اراک دکتر سروش و سایر همکارها خبر به آنها رسیده بود وفکر کرده بودند توی این بمباران ما شهید شدیم وخیلی نگران شده بودند ووقتی مابرگشتیم به استقبالمان امدند .

مجروحین که اراک می اوردند چه مجروح هایی بودند ؟

اکثرانها از ناحیه دست وپا ترکش یا گلوله خورده بودند یادم هست یک بار دربین مجروح ها یک اسیر عراقی را آورده بودند همه اش می گفت من ایرانی هستم و خیلی می ترسید وبه همین خاطر دائم می گفت من ایرانی هستم ما هم از پرسیدیم مال کجا ایران هستی و چیزی نداشت که بگوید ومی گفت مال آن طرف کرمانشاه هستم که می شد تو خاک عراق ولی خوب ما هم مثل بقیه مجروحین به اورسیدگی کردیم. وبدون توقع همین که در پایان کار مجروح ها با رضایت مرخص می شدند برای ما کافی بود.

از این که وقتتان را دراختیار من گذاشتید ممنونم اگر برای جوان ها صحبتی دارید بفرمائید.

صحبت خاصی ندارم فقط توصیه می کنم هرکاری خواستید انجام بدهید با نام ویاد خدا انجام بدهید مطمئن باشید موفق خواهید شد

لازم به توضیح است آقای خدادادی چندی پیش به علت عارضه قلبی جان به جان افرین تقدیم کرد وفیلم مصاحبه با ایشان که در سال گذشته انجام شده نزد اینجانب محفوظ است نثار روحش فاتحه با صلوات بفرستید.


زندگی من...

ما را در سایت زندگی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: sodabeh بازدید: 296 تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 18:50

صفحه بندی