خرید بک لینک

اینجا بهار خاکستریست

و ابر ؛ بوی باران نمی دهد

و لبریز است ؛ کوچه ی دیدار از سکوت

بر عشق لباس تنفر پوشانیده اند

و همچون عروسکی ؛ رقصان است

بر دست نا اهلان

دیگر پژواک نخواهد شد

صدای تیشه ی فرهاد بر بیستون

و شیرین ؛ این عجوزه ی پیر

عروس هزار داماد است .

بر قصه ی ما غصه روئیده است

و از عشق

تنها خاطره ی کمرنگی باقیست

که دیگر دلها را

نمی ل رزان د !!!


بیستم مهر ماه نود و دو


برچسب: نویسنده: sodabeh تاريخ: شنبه 20 مهر 1392 ساعت: 12:47

صفحه بندی